روزهای سخت بیماری!!!!
وقتی دختر کوچولو مریض میشه یه بُعد دیگه از بچه داری آغاز میشه...همراه با نگرانی ها ، بیداری ها ، غصه خوردن ها ، سوال ها ، داروها و هزاران مسئله که باعث میشه به ساعت نگاه کنم و ببینم چند ساعت باقی مانده تا امروز به آخر برسد...به امید اینکه فردا حال مریض کوچولو بهتر بشه...این روزها نزدیکان به هر وسیله ای سعی در کمک داشتند و این مایه دلگرمی من بود... اما این روزها به این فکر میکردم که روزهای مریضی فقط بخش کوچکی از زندگی ادم ها را میگیرند و این یعنی بالاخره سختی ها تمام میشود.... شاید همه کسانی که کوچوی شما را شاد و تمیز و مرتب میبینند خبر ندارند این همه به چه سختی به دست آمده!!!واقعیت این است که هر بچه ای منحصر بفرد است...
نویسنده :
نگارنده:سمیرا
2:26






