ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

ترنم بانو ، کودک امروز ، بانوی فردا

العجل یا حجت الله!!!العجل یا بقیة الله!!!!!

          جمله جمله نه! واژه واژه تورا / ای سفر کرده گفتگو کردیم کوچه کوچه نه! خانه خانه تورا / سالیانی ست جستجو کردیم سوره سوره نه! آیه آیه تو را / در مناجات آرزو کردیم جمعه جمعه نه! لحظه لحظه تو را / ندبه کردیم و های و هو کردیم . . .   میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) بر همگان مبارک باد   ...
14 تير 1391

عطر انتظار!!!!!

گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام باز هم گشوده ام درى به روى انتظار تا بگويمت هنوز هم به آن صداى آشنا اميد بسته ام. اى تو صاحب زمان ! اى تو صاحب زمين ! دل جدا ز ياد تو آشيانه اى خراب وبى صفاست. ياد سبز وروح بخش تو ياد لطف بى نهايت خداست .کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست. آنکه در پى تو نيست کيست؟ آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟ اى کرامت وجود ! باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تو ، بوى مرگ مى دهد بوى خستگى فسردگى. کوچه ها در انتظار يک نسيم روح بخش ، يک پيام آشنا ودلنواز سينه را گشوده اند. کوچه هاى ما هميشه عاشق تو بوده اند. اى کبوتر دلم هوايى محبتت! سينه ام آشناى نعمت غم است گر هزار کوه غم ر...
14 تير 1391

ادامه عکس های ترنم در سفر به تهران(سفرنامه 2)!!!!

  ترنم بانو با موهای خیس در پارک چیذر !!!!(از بس هوا گرم بود نازنیم بطری آب را ریخت روی سرش) ٨ تیرماه : ترنمم در جشن تولد ٢ سالگی محمدرضا (پسردایی بابا) ٩ تیرماه :متاسفانه عسلکم  در جشن تولد ١١ سالگی آقا رضا (یکی دیگه از پسردایی های بابا )زمین خورد و دماغش خون افتاد.تنها عکس ترنم بعد از زمین خوردن با چشم های ورم کرده.. ...
12 تير 1391

دل نوشته ای برای ترنم!!!!!

  فرشته معصوم کوچک که این روزها بزرگ‌تر شدنت خبر از دنیای جدیدی می‌دهد که قرار است تجربه کنیم ترنم  آمدنت برایم فقط مادر شدن را نیاورد، همه ارزشهای انسانی و همه آنچه آموخته بودم را فرا گرفت تو فقط یک کودک در دامان من نیستی تو گنجینه‌ای هستی که خداوند به امانت به ما سپرد و من و پدر هرآنچه باید برای درخشش تو انجام می‌دهیم اما می‌ترسم، می‌ترسم محبت‌هایم و احساساتم دری به رویت ببندد می‌ترسم آنقدر عاشقت باشم که عشق نباشد، بندی شوم نگذارم پرواز کنی نازمن، اگر روزی بر تو خروش گرفتم مرا ببخش اگر روزی دریاچه صبرم دریا نشد، تو صبوری کن دنیای من، آهن...
6 تير 1391

9 ماهگیت مبارک!!!!

چه زود گذشت...... انگار همین دیروز بود که از 9 ماه عاشقی....9 ماه جنینی ات می نوشتم.....از آن انتظار شیرین برای آمدنت، برای زمینی شدنت ، 9 ماه پیش ،  چشمانم خیس شد از شوق دیدار تو .......  تو آمدی و با آمدنت تمام خستگی آن 9 ماه انتظار به پایان رسید....و امروز که 9 ماه از آمدنت می گذرد باید بگویم که تمام دار و ندارم شده ای....باید غنیمت شمرد لحظات با تو بودن را ....چون بی شک روزی دلتنگ این روزها می شوم....دلتنگ 9 ماهگی ات...   ٩ ماهگیت مبارک شیرینم..     نوش جان عزیز دلم!!!!!!!!!!!!!    ...
6 تير 1391