ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

ترنم بانو ، کودک امروز ، بانوی فردا

خانه تکانی(قسمت اول)!!!

1391/12/22 2:07
1,731 بازدید
اشتراک گذاری

 ترنمم:

اسفند که می‌شود روزها شتاب می‌گیرند. همه چیز با دور تند شروع می‌کند به چرخیدن. فاصله بین صبح و شب کمتر و کمتر می‌شود. اسفند یک ماه گمشده است. آنقدر تحت تاثیر فروردین است که انگار خودش نیست. همه فکرها همه حرفها همه نقشه‌ها می‌ماند برای بعد از عید. اسفند وقت تصمیمهای بزرگ نیست. اسفند وقت خواب دیدن نیست. اسفند وقت توی ترافیک ماندن و چمدان بستن است. اسفند وقت آن است که فکر کنی به سالی که رفت، یک آه بلند بکشی و یک سررسید تازه را شروع کنی. اسفند وجود ندارد. ماهی است که قبل از فروردین می‌آید و با فروردین می‌رود. اسفند بوی بهار می‌دهد. بوی تمیزی. بوی کشوهای مرتب. بوی زنانی که می‌دوند و خانه‌هایی که برق می‌زنند. اسفند و بچه های خوشحال و پیکهای نوروزی. چیزی به تعطیلات نمانده. خودم را دلداری می‌دهم. چیزی به تعطیلات نمانده. دیگر می‌شود روزها را شمرد. دیگر می‌شود گفت : 1،2،3 ... ٢٩ و تمام!

 

و این هم عکس هایی از خانه تکانی شب عید در مناطق مختلف:

 

خانه تکانی در دوران قدیم در همدان:

خانه تکانی در شاهرود:

خانه تکانی در خانه های زیبای قدیمی و کاهگلی گیلان :

خانه تکانی در گرگان:

خانه تکانی و آماده شدن برای مراسم عید نوروز در کازرون:



خانه تکانی عید نوروز رسمی زیبا و ماندگار:


نقاشی زیبای خانه تکانی:

 

و این هم ترنم بانو و خانه تکانی امسال:


به نظرتون توی این جا میشم؟

به نظرتون من کار بدی کردم که دستهام را اینجوری بستند؟من که فقط کمک کردم!!!!!!!!

ترنم بانو در حال آب دادن به ماهی :(عاشق این دلفین یا به قول خودش ماهی است)

ترنم بانو خسته از خانه تکانی در حال آب خوردن :

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

رومینا
15 اسفند 91 11:08
سلام سلام
به به
همه چیز بوی نویی گرفته..قالب نو...خونه تکونی عید...عکسای جدید... سمیرا بانو مثل همیشه دست پر ...دستت طلا


ممنون رومینا جان...بهتری الحمدالله؟
مامان تسنیم سادات
15 اسفند 91 17:35
سلام مامان ترنم بانو ..
خوبید ؟ مبارک باشه قالبتون چقدر قشنگه
بگردمش من ترنم عزیزم رو .... چقدر زحمت میکشه خسته نباشی با خونه تکونی ترنم نازم


ممنون عزیزم...لطف دارید...
فاطمه
15 اسفند 91 20:11
سلام سلام
الهی من قربون این فرشته کوچولو بشم
خیلی خیلی دوستش دارم
فدای اون خونه تکونی ترنمم بشم من


سلام...خدا نکنه فاطمه جان....ممنون که به ما سر میزنی
رومینا
16 اسفند 91 10:07
بله الحمدلله...بهتر شدم..ولی خب ورم ها و جای کبودیها و گاه گاهی سردرد های یکدفعه ای همچنان برجای خود باقیه...یکماهی باید بگذره بالاخره.


انشاالله که هر چی زودتر خوب بشی...ببخش اینقدر بی معرفتم...می خواستم باهات تماس بگیرم احوال پرسی کنم اما فرصت نشد...
خاله مرضیه
16 اسفند 91 19:45
به به سمیرا جون و ترنم گلم مبارک قالب جدید باشه.دیگه الان وقت خونه تکونیه و شما هم این کلبه ی مجازی دختر گلمونو حسابی خونه تکونی کردی اونم به بهترین شکل.همه چیز عالی عالی عالی...


ممنون خواهر گلم....دلم برای همگیتون تنگ شده....
رومینا
16 اسفند 91 20:24
عزیزمی سمیرا جان...نگو این حرف و ! اختیار داری عزیزم...همه جوره خوبترین هستی.. ایشالا که همیشه به خوشی بگذره برات...


ممنون رومینا جان...لطف داری عزیزم...
نسیم مامان ثمین
17 اسفند 91 14:17
به به به به مثل همیشه عالییییییییی
سمیرا جون ترنم جون بوسسسسسسسس برا جفتتون


ممنون نسیم جونم....
سمانه
22 اسفند 91 16:17
سلام سميرا جان مثل هميشه عالي و جذابه عكسات
ماشالله به ترنم ناز و خو شگل


ممنون سمانه جان...لطف داری عزیزم...
مامان ترنم
11 تیر 93 14:57
دختر نازي داري، خداحفظش كند خوشحال ميشم پيش ماهم بياييد.
نگارنده:سمیرا
پاسخ
سلام دوست عزیز....ممنون که به ما سر زدید...من قبلا زیاد به وبلاگتون سر زدم و شعر قشنگی که برای دختر نازتون سروده اید را هم خونده ام...نظر هم براتون گذاشتم.احتمالا من را فراموش کرده اید...