ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

ترنم بانو ، کودک امروز ، بانوی فردا

ادامه عکس های ترنم در سفر به تهران(سفرنامه 2)!!!!

  ترنم بانو با موهای خیس در پارک چیذر !!!!(از بس هوا گرم بود نازنیم بطری آب را ریخت روی سرش) ٨ تیرماه : ترنمم در جشن تولد ٢ سالگی محمدرضا (پسردایی بابا) ٩ تیرماه :متاسفانه عسلکم  در جشن تولد ١١ سالگی آقا رضا (یکی دیگه از پسردایی های بابا )زمین خورد و دماغش خون افتاد.تنها عکس ترنم بعد از زمین خوردن با چشم های ورم کرده.. ...
12 تير 1391

دل نوشته ای برای ترنم!!!!!

  فرشته معصوم کوچک که این روزها بزرگ‌تر شدنت خبر از دنیای جدیدی می‌دهد که قرار است تجربه کنیم ترنم  آمدنت برایم فقط مادر شدن را نیاورد، همه ارزشهای انسانی و همه آنچه آموخته بودم را فرا گرفت تو فقط یک کودک در دامان من نیستی تو گنجینه‌ای هستی که خداوند به امانت به ما سپرد و من و پدر هرآنچه باید برای درخشش تو انجام می‌دهیم اما می‌ترسم، می‌ترسم محبت‌هایم و احساساتم دری به رویت ببندد می‌ترسم آنقدر عاشقت باشم که عشق نباشد، بندی شوم نگذارم پرواز کنی نازمن، اگر روزی بر تو خروش گرفتم مرا ببخش اگر روزی دریاچه صبرم دریا نشد، تو صبوری کن دنیای من، آهن...
6 تير 1391

9 ماهگیت مبارک!!!!

چه زود گذشت...... انگار همین دیروز بود که از 9 ماه عاشقی....9 ماه جنینی ات می نوشتم.....از آن انتظار شیرین برای آمدنت، برای زمینی شدنت ، 9 ماه پیش ،  چشمانم خیس شد از شوق دیدار تو .......  تو آمدی و با آمدنت تمام خستگی آن 9 ماه انتظار به پایان رسید....و امروز که 9 ماه از آمدنت می گذرد باید بگویم که تمام دار و ندارم شده ای....باید غنیمت شمرد لحظات با تو بودن را ....چون بی شک روزی دلتنگ این روزها می شوم....دلتنگ 9 ماهگی ات...   ٩ ماهگیت مبارک شیرینم..     نوش جان عزیز دلم!!!!!!!!!!!!!    ...
6 تير 1391

آتلیه خانگی!!!!!!!!!!!

ترنم بانو در طبیعت!!!!! ترنم بانو سوار بر گاو!!!!!! ترنم بانو در حال ماهیگیری!!!!! پروانه کوچولویی به نام ترنم!!!!! ترنم بانو سوار بر حلزون!!!!! یه تشکر ویژه از خاله مرضیه و مهشید جان (دختر دایی مامان ترنم ) که همه زحمت این آتلیه خانگی با اونها بود.جبران به خیر انشاالله...... ...
1 تير 1391

ترنم کجاست؟؟؟؟؟

بعد از ماجرای آدامس خوردن و جعبه دستمال کاغذی و دسته درب کابینت تصمیم گرفتم بیام اینجا که من را پیدا نکنند.سرم را هم انداختم پایین که من را نبینند!!!!! شما چه جوری من را پیدا کردید؟؟؟؟؟ ...
29 خرداد 1391

ترنم بانو و آویز تخت!!!!!!

چون دستم به آویز تخت نمیرسه مجبورم با هر چیزی که به دستم میرسه بزنم بهش تا بیشتر بچرخه!!!!! با گل!!!!!!!!!!!!!! با جغجغه!!!!!!! حتی با جوراب عروسک!!!!! (هنوز نمیدونم با یک جوراب دستم بلند تر نمیشه.فقط چون ذهنیتش برام ایجاد شده ، در نتیجه تلاشم هم بیشتر شده و دستم رسیده!!!!) ...
29 خرداد 1391

نتیجه 5 دقیقه غفلت مامان!!!!!!!

اولین تجربه آدامس خوردن من:(فکر میکردم چه قدر خوشمزه است .اما این هم مزه جعبه مولتی ویتامین و جعبه دستمال کاغذی و مارک لباس را داشت. ) این هم جعبه دستمال کاغذی: وای مامان اومد!!!!!!!اما باور کنید به جای اینکه دعوام کنه الان میره دوربین میاره!!! دیدید گفتم!!!!!! ! نتیجه روروئک سواری!!!!!!بیچاره دسته در کابینت!!!اول بار این شکلی بوده!!! الان این شکلی شده!!!!!!کدومش قشنگ تره؟؟؟؟؟ ...
29 خرداد 1391