همین کافی است!!!!
تو آرام خفته ای!!! آنقدر آرام که گویی صدای بال پروانه ها هم می تواند بیدارت کند!!! و من مبهوت از نعمت داشتن تو...چه زیباست آرام گرفتنت در آغوشم و لمس پوست لطیف صورت تو... دست های کوچکت را تا آنجا که می توانم میبوسم....همه توانم را برای لذت بردن از نوپایی تو به کار می گیرم باشد که فردای دویدنت حسرت نخورم...شاید اگر آن روز من نیز با تو بدوم و با تو بزرگ شوم و قدم های بزرگت را همراه باشم حسرت هم بی معنی باشد... ترنمم!!! نمی خواهم گاه بزرگی ات بگویم تکیه گاهم باش....من از تو هیچ نمی خواهم... من و پدر ریشه های تو هستیم ...همین کافیست... سر سبز باش.... همین کافیست که لیاقت نام پدر...
نویسنده :
نگارنده:سمیرا
3:06











