دل نوشته ای برای خودم در سالروز تولدم (26 سالگی)!!!
مادر که میشوی ، نمیدانم از کجا ، کی ، چطور اینهمه تغییر ، اینهمه صــــبر ، اینهمه عشق پیدا می شود.... مادر که میشوی همه چیز به یکباره خودش را تمام قد به تو نشان میدهد و تو دیگر خود قبل نیستی که نیستی .... اما ترنمم تو را که نگاه میکنم تویی که آرام جانم هستی ، تویی که تمام وجود من هستی ... تمام وجودم سرشار از خنده های بی دلیل و با دلیل تو میشود.... خدایم را صدها بار بیشتر شاکرم که از ابتدای خلقتم طعم تمام آنچه خودش مصلحت میدانسته به کامم شیرین کرده است... مادر که باشی مهربان تر می شوی: دلت حتی برای مورچه های کنار دیوار هم می...
نویسنده :
نگارنده:سمیرا
3:44










